مهرداد

 

سفرت بخير مسافر

دوستان سلام

حرف اول

دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی از شاعران و نوسندگان خوب معاصرمان است که در سال 1318 در کدکن نیشابور چشم به جهان گشود.از مجموعه های شعر وی میتوان؛ شبخوانی،از زبان برگ،در کوچه باغ های نشابور،از بودن و سرودن، مثل درخت در شب باران و بوی جوی مولیان را نام برد.شعری که برایتان تدارک دیده ام از دیوان در کوچه باغهای نشابور وی می باشد.

 

حرف دوم

گون گیاهی است خود رو که در زمینهای بایر و کوهستانها میروید. گیاهی است از تیره سبزی آساها که هشتصد گونه از این گیاه در ایران یافت می شود. به طوری که این گیاه را بومی ایران می دانند. و ایران را در علم گیاهشناسی با گون می شناسند. گون در شعر کدکنی نمادی است از انسانهایی است که در غربت به سر می برند و شرایط موجود ایجاب میکند تا در آنجا بمانند.مثل کسانی که در زندان به سر می برند و یا کسانی که در خدمت سربازی هستند و یا هموطنانی که در خارج از کشور و دور از دیار مادری به سر می برند.

 

حرف حساب

ــ « به کجا چنین شتابان؟»

گون از نسیم پرسید

ــ « دل من گرفته ز این جا

هوس سفر نداری

زغبار این بیابان؟»

ــ « همه آرزویم، اما

چه کنم که بسته پایم.....»

ــ « به کجا چنین شتابان؟»

ــ « به هر آن کجا که باشد، به جز این سرا ، سرایم»

ــ « سفرت به خیر اما تو و دوستی، خدا را

چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی،

به شکوفه ها به باران،

برسان سلام ما را»

 

حرف آخر

دوستی دارم که در دنیای خوب وبلاگها با وی آشنا شده ام. اهل ایران نیست ولی شکر پارسی بر زبانش جاری است. نام مستعارش بهار است و بوی طراوت  وبلاگش، مشام هر بازدیدکننده ای را می نوازد. هر گاه که به من سر می زند مرا با واژگان زیبایش خجالت زده می کند. سطور وبلاگش اختصاص دارد به اشعار پارسی از شاعران افغان. شعر هایی که فرهنگهای دو سرزمین را به هم پیوند می زند. بهار بیشتر از غم فراق سخن می گوید و از دوری می نالد.شاید او هم مانند بسیاری از هموطنان ما و خودش مجبور به جلای وطن شده است.به امید بازگشت او به سرزمین پدریش......

بهار جان:  چو از این کویر وحشت به سلامتی گذشتی ، به شکوفه ها به باران، برسان سلام ما را....

از  آنسوی موجهای بنفش  دیدن فرمایید و خود قضاوت کنید.

 

پاینده باشید

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        جمعه ۱٦ بهمن ،۱۳۸۳ - مهرداد یا همون سوتـــــــــــــک!