مهرداد

 

بابا بزرگ

دوستان سلام

حرف اول و آخر

با عرض پوزش از حضور محترمتان.به علت گرفتاريهای زياد شب عيد.فعلا نمی توانم خدمتتان برسم و مطالب زيبايتان را بخوانم.لطفا عذر مرا بپذيريد.به زودی اين وبلاگ با ويژه نامه نوروزی به روز خواهد شد.منتظر باشيد.امشب هم يک اتفاق بدی برايم افتاده که شعری که برايش سروده ام را در ذيل اين مطلب آورده ام.اميدوارم که خودتان متوجه بشويد.فقط از دوستان خواهش می کنم با توجه به اينک زياد روی اين شعر کارنکرده ام.هر چه به نظرتان می رسد جهت تکميل و يا ويراشش برايم بنويسيد. 

 خدا حافظ بابا بزرگ

تقدیم به خنده های نازت

 

عصاش روی صندوقچه بود

جانمازش رو تاقچه بود

دمپایی های خوشگلش

هردو کنار باغچه بود 

بی دغدغه،بی دردسر

حتی بدون یک خبر

بابا بزرگ خوبمون

رفته سفر،صبح سحر

بوی خونه بوی تنش

بوی گلاب پیرهنش

بابا بزرگ پیرمو

همسایه ها می برنش

بابا بزرگ،یالله بخند

درهای غم رو روم ببند

تو کام تلخ زندگیم

بریز شکر،بزار تو قند

بچه ها،بهار پشت دره

بابا بزرگُ می بره

بابا بزرگ برگرد بیا

عیدی ما یادت نره

فرشته ها! مهمون تو راست

قوری چایتون کجاست؟

یالله پاشید،جارو کنید

مهمون می گن دوست خداست

بابا بزرگ چشماشو بست

رفت و روی ابرا نشست

از این سراب زندگی

با یک نفس دل رو گسست

بابا بزرگ صداش میاد

صدای خنده هاش میاد

از تو اتاق زیرزمین

صدای تکبیراش میاد

آهای بابا محمدی

سید باغ احمدی

هر جا بری،هر جا باشی

به قلب ما،خوش آمدی

امشب تو خواب می بینمش

تو بغلم می گیرمش

همچو گـُلای صورتش

با صد بوسه می چینمش

بیست و سوم اسفند ماه یک هزار و سیصد و هشتاد و سه

 مهرداد

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        دوشنبه ٢٤ اسفند ،۱۳۸۳ - مهرداد یا همون سوتـــــــــــــک!