مهرداد

 

ماه رمضان

حرف اول

امشب اولین شب ماه رمضان است. سفر از امروز سحر آغاز شد. امیدوارم که سفر خوبی در پیش داشته باشیم. مگه میشه که سفرمون بد باشه. چون توی این کشتی خدا ناخدا است. یا بهتره بگویم ناخدا خداست. پس چه غم از طوفان.

همین شب اولی احساس می کنم که تمامی غبارهایی که مدتها روی قلبم زنگار بسته شده بود پاک شد و قلبم صاف شد. به به چه صفایی داره. خدا به شما هم همچین احساس قشنگی را هدیه بدهد.

 

حرف دوم

حرف حساب این دفعه یک کمی خودمونی. چون می خواهم در مورد خدا مطلب بنویسم. مگه از خدا خودمونی تر هم وجود داره . پس لطفا مرا ببخشید که از واژه های خاصی استفاده کردم.

 

حرف حساب

به قول شیخ اجل سعدی علیه الرحمه. هر گاه یکی از بندگان پریشان روزگار دست انابت بامید اجابت بدرگاه حق جل و علا بردادر ایزد تعالی در او نظر نکند. بازش بخواند باز اعراض کند دیگر بارش بتضرع و زاری بخواند حق سبحانه و تعالی و فرماید – یا ملائکتی قد استحییت من عبدی ولیس له غیری فقد غفرت له- دعوتش اجابت کردم و امیدش برآوردم که از بسیاری دعا و زاری بنده همی شرم دارم.

 

بابا دمش گرم. عجب خدایی داریم ما. البته این ترجمه بیت سعدی بود که در ذیل می آرم.

 

کرم بین و لطف خداوندگار......گنه بنده کرده است و اوست شرمسار

 

یاد این تشبیه دکتر علی شریعتی افتادم که می گه. انسان سرش تو آسمونه و پاهاش تو لجن. یعنی انسان هم می تونه تو عرش باشه و هم می تونه رو فرش باشه.

انسان، یعنی این کالبد خاکی، که یک روح سرگردون را توش زندانی کردند. عجب موجود عجیبیه. تو یک لحظه می تونه خدا باشه و تو لحظه دیگه می تونه حتی از جمادات هم پست تر باشه. حتی خدا هم همچین قابلیتی را نداره. حتما یاد کارتون بارباپاپا افتادی.آره به همین سادگی. بارباپاپا عوض میشه.

اول یک انسان گناه کاره. بعدش میشه اون انسان پریشان حال. بعدش دست انابت به امید اجابت به درگاه خدا دراز می کنه.البته به این راحتی هم نیست چون خدا اول نمی پذیره حتما خیلی پروندش سیاهه. ولی خوب یارو گریه و زاری می کنه. مثل وقتی که بچه ها یک چیزی را می خوان و مامانشون براشون نمی خره. به همین سادگی. خدا هم که خیلی خیلی مهربونه اونو می بخشه. چون این خدای مهربون نمی تونه ببینه که بندش اینقدر زاری می کنه.قربونت برم خدا جون.

خدا به انسان این اختیار را داده که هرکاری که دلش می خواد یا به قول خودمون هر کاری که عشقش می کشه بکنه. حالا این جا را داشته باش. همون خدایی که این اختیار را به ما آدم ها داده. می گه اگه یک وقت خطا رفتی هیچ اشکالی نداره. راه من به روی تو بازه. بیا و توبه کن تا من هم برنامه خدایی را که در بدو خلقتت رو هاردت نصب کردم ، را دوباره فعالش کنم و تو بشی گوشه ای از وجود من.

 

 ای ولله.

 

بابا کرمتو عشق است اوستا کریم.

 

آدما خیال می کنند وقتی که گناه می کنند خدا با اونها نیست. زکی. بابا به پاکی وجود خودش خدا همیشه با آدمه. مگه خودش نگفته که "من از رگ گردن به شما نزدیک ترم"؟ خوب دیگه. پس خدا هیچ وقت انسان را تنها نمی زاره. یا به قول رند شیراز حافظ شیرین سخن:

 

بی دلی در همه احوال خدا با او بود ........ او نمی دیدش و ازدور خدایا می کرد.

 

خدا خیلی بزرگ تر از این حرف هاست که انسانها با گناه کردن از اون دور بشن.یعنی به عبارتی اون از انسان ها دور بشه. بازم دمش گرم.

پس همین الان برید در خونشو بزنید.خدا مثل ما آدمها نیست که تو آیفون تصویریش ما را ببینه و نشناسه بعدش درب را باز نکنه. اصلا نگاه نمی کنه ببینه کیه. زودی درب را باز میکنه میگه بفرمایید.تازه آنقدر مهربونه. میدونید چرا؟ ما آدمها اگه از یکی خوشمون نیاد. یا یکی یک بار به ما نارو زده باشه، یا زیرقولش زده باشه اصلا تو خونمون راهش نمیدیم. ولی اوستا کریم میگه:

 

صد بار اگر توبه شکستی باز آی

 

خوب پس برید دیگه.همین الان.

باربا پاپا عوض میشه

 

حرف آخر 

از الان بگم دم افطار پر خوری نکنيد.صفای اين سفره افطار را عشق است.

 

پيام هاي ديگران ()        PermaLink;        ۱۳۸٦/٦/٢٢ - مهرداد صدوقی