بهار خانوم آسته میاد

حرف اول

امروز نایلون هایی را که روی پنجره اتاقم چسبونده بودم را باز کردم هوای تازه بهاری را به اتاقم راه دادم. مدتها بود که بهار خانوم از اتاقم سفر کرده بود و رفته بود.

/ 4 نظر / 64 بازدید
مرضیه

سلام خوبین امیدوارم حداقل شما کامنت من و بخونید من بد 3 سال بر گشتم دوباره اما پسورد و یادم رفته[ناراحت] و نمی دونم چی جور باید آپ جدید بزارم خیلی حرفا دارم واسه گفتن و نوشتن اما بخت با من یار نیست انگار خوشحال می شم کمکم کنید و بالاخره بعد 3 سال چهره ی شمارو دیدیم جالبه[لبخند]

صادق

درود بی کران بر تو دوست عزیز. اولا که عکست بسیار زیاد قشنگه. ثانیا انگار خیلی وقته ننوشتی[سوال] ثالثاَ خیلی خوب می نویسی مهرداد جان[لبخند][گل]

صادق

راستی آدرس م رو هم نوشتم. موفق و شاد باشی [گل][لبخند]

مریم شمیرانی

سلام اقا مهرداد سال نو به شما و خانواده مبارک باشه ان شاا... امسال برای شما و خانواده سال پر از آرامش و سلامتی و رسیدن به خواسته ها باشه ممنون از کامنتت کلی خوشحال شدم در ضمن شما یه گردبند هم به بنده بده کاری چون من هنوز به اون گردنبد که پاره کردی فکر می کنم و کلی هم براش ناراحتم lolololololololol