هديه اهورايی

دوستان سلام<?xml:namespace prefix = o ns = "urn:schemas-microsoft-com:office:office" />

حرف اول

قبل از هر چیز از همه دوستانی که به من سر زده اند و با حضور سبزشان وبلاگ محقر مرا مزین کرده اند و با پیامهای معطرشان فضای این کلبه درویشی را عطرافشان نموده اند متشکرم.

 

حرف دوم

محمد تقی ملک الشعرای بهار(1266-1330 ه.ش).شاعر،محقق،استاد دانشگاه،روزنامه نگار و مرد سیاست معرف حضور تمام دوستان می باشد.این شاعر گرانقدر ایران زمین شعری دارد با عنوان دماوندیه که دوستان عزیز قطعا با آن آشنایی دارند.این شعر در کتاب درسی زبان و ادبیات پیش دانشگاهی تدریس می شود.با کسب اجازه از این شاعر بزرگ بروزن این شعر و با بهره گیری از واژگان آن،شعری سروده ام و به  خواهر خوبم که امروز یعنی دوازده اسفند ماه سالروز تولدش است تقدیمش کرده ام.امیدوارم که از این شعر خوشتان بیاید.

 

حرف حساب

در روز دوازده ماه اسفند

خورشید بر آمد از دماوند

با هلهله و کلکله آمد

ماه از دل ابر تیره در بند

بنشست کنار یار دیرین

گفتا بنما تلالویی چند

تا از اثر تو جان بگیرد

از فرق سرم تا همه بند

آن مهر به خنده گفت بشنو

اینک تو نصیحتم یکی پند

مرغ سحری مژده بیاورد

بشنو تو سروش خوب و خرسند

صد حوری و صد فرشته امروز

آذین به در بهشت بستند

از راه رسد یکی فرشته

یک ماه پریوش هنر مند

از روی خوش و بوی نکویش

گلها همه در عجب نشستند

یک تحفه خوب کبریایی

یک دختر ناز و خوب و دلبند

یک سنگ گرانبها به دستش

یک لعل مهین کرده گلوبند

خواهم بنهم سرم به پایش

آنگه تو بیا به من بپیوند

نام خوش دخترک همین است

مهشید ، پریسای ، خردمند

 

حرف آخر

 

توضیح شعر

شعر در حقیقت مناظره بین ماه و خورشید است.دوازدهم اسفندماه بود که ماه تابان نزد خورشید رفت و از او طلب تابش کرد.خورشید هم که رفتارش با روزهای دیگر فرق داشت. با لبخندی بر لب از نویدی که مرغ سحری برایش به ارمغان آورده بود سخن گفت.آن نوید این بود که آسمان و زمین منتظر ورود یک هدیه ای هستند که از جانب پروردگار فرستاده خواهد شد. فرشتگان و بهشتیان به میمنت ورود این نوزاد خوب، بهشت را مزین کرده اند.این دختر خوب که یک سنگ گرانبها در دستش بود و یک لعل مهین گلوبندش اسمی داشت.و خورشید با زیرکی تمام نام او را در دوبیت آخر شعر برای ماه گفت.

خورشید به ماه تابان می گوید :

می خواهم به میمنت ورودش سرم را به زیر پایش بیافکن

 خورشید = خور+ شید .

خورشید بی سر = شید

 

و در پایان می افزاید :

آنگاه تو بیا و در کنار من باش.

ماه + شید = ماه شید یا همان مهشید

/ 17 نظر / 5 بازدید
نمایش نظرات قبلی
یلدا

سلام...وبلاگ پر محتوايی داريد...من يه کم دير رسيدم اما به نوبه تولد خواهرتونو تبريک ميگم...اولين باره به وبلاگ شما اومدم اما با اجازه باز و باز هم خواهم آمد....چون خيلی مشتاق خوندن ٬ مخصوصآ(حرف حسابتون) شدم....موفق باشی

دختر ارديبهشتی

سلام دوست خوبم اولا که تولد مهشيد خانوم مبارک...خوش به حالشون..بعد اينکه جواب کامنتهاتون رو تو همون وبلاگم دادم..ممنون.

fati

سلام رسيدن به خير:) خيلی وقت بود نبودی دوست قديمی.ضمناْ تولد خواهرت هم مبارک چه داداشی خوبی داره:)به من هم سر بزن.

sogand

سلام مهرداد عزيز............ از اينکه به من سر زدی بسيار ممنون هستم ........... من به گفتهای شما کاملا احترام ميگذارم و خوشحالم که صادقانه نظرتون رو در مورد مطالبم گفتيد............. اميدوارم که هميشه ايام موفق و پيروز باشی.............. بازم به من سر بزن بسيار خوشحال ميشم.......... استوار باشی و برقرار.................... سوگند.......!

nasime_mehrabani

سلام نازنين . اول اينکه تولد خواهرت مبارک و اميدوارم زندگی سرشار از موفقیت شادمانی داشته باشه در کنار شما و ديگر افراد خانواده ....... دوم اينکه دوست عزيز ممنونم به خاطر مطالب زيبايی که نوشتيد . خيلی از خواندن اونها لذت بردم . .......... منتظر حضور صميمانت هستم ...... شاد باشی و پاينده

z

مهرداد عزيز را سلام باد! واقعآ ملک الشعرا بهار دانشمند صاحب نام است و يکی از اشعار اين شاعر بلند آوازه را آواز خوان فقيد کشورم زنده ياد احمد ظاهر به چه زيبايی با ترنم موسيقی سروده اند که جاودانی شده ( من نگويم که مرا از قفس آزاد کنيد --- قفسم برده به باغی و دلم شاد کنيد ... ) جنت جايش و يادش گرامی باد! سپاس از شما که اين همه دانستنی های مهم را در اختيار ما ميگذاری. سبز باشی.

sahba

سلام... تولد خواهرتون را تبريک می گم و... شعر قشنگی بود... موفق باشيد

هومن

سلام......شعر قشنگی بود و تفسيری قشنگتر........من آپ کردم خوشحال می‌شم سر بزنی...............موفق باشی.

شهزاد و بهزاد?؟

سلام دوست من..زيبا بود..موفق باشی...من آپديت کردم..منتظز حضور گرمت هستم..بهاری باشی..خداحافظ